مسئله غدیر و راه درستِ حركت امت اسلامی
مسئلهى غدير جزو مسائلى است كه در پيرامون آن فكر كردن، امروز به جامعهى اسلامى و بخصوص به مردم و كشور ما خيلى كمك میكند براى اينكه راه درستِ حركت را گم نكنند.
اين حادثه، تعيين جانشين براى پيغمبر در ماههاى آخر زندگى ايشان - تقريباً هفتاد روز به پايان زندگى پيغمبر - بود، رخ داده است و در حقيقت نشاندهندهى اهميت مسئلهى حكومت و سياست و ولايتامر امت اسلامى از نظر اسلام است.
مسئلهى غدير يك مسئلهى تاريخىِ صرف نيست؛ نشانهاى از جامعيت اسلام است.يعنى نشاندهندهى جامعيت اسلام و نگاه به آينده و آن چيزى كه در هدايت و زعامت امت اسلامى شرط است. آن چيست؟ همان چيزهايى كه شخصيت اميرالمؤمنين، مظهر آنهاست:
يعنى «تقوا»، «تدين»، «پايبندى مطلق به دين، ««ملاحظهى غير خدا و غير راه حق را نكردن»، «بىپروا در راه خدا حركت كردن»، «برخوردارى از علم»، «برخوردارى از عقل و تدبير»، «برخوردارى از قدرت عزم و اراده».
معرفى كردن اميرالمؤمنين به اينكه «من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه»، هيچ معنائى جز تعيين خط حكومت و ولايت در اسلام بعد از رحلت پيغمبر اكرم ندارد. معنایش فقط همين است.
"ولايت" كه عنوان حكومت در اسلام و شاخصه نظام اجتماعى و سياسى براى اسلام است، يك معناى دقيق و ظريفى دارد كه معناى اصلى ولايت هم همان است و آن عبارت است از پيوستگى، پيوند، درهمپيچيدن و در هم تنيدگى.آن چيزى كه مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، با هم بودن، با هم حركت كردن،
اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه، و وحدت در همه شؤون سياسى و اجتماعى را براى انسان، تداعى مىكندولایت است.
اسلام، حكومت را با تعبير «ولايت» بيان مىكند و شخصى را كه در رأس حكومت قرار دارد، به عنوان والى، ولىّ، مولا - يعنى اشتقاقات كلمه ولايت - معرفى مىكند. معناى آن چيست؟ معناى آن، اين است كه در نظام سياسى اسلام، آن كسى كه در رأس قدرت قرار دارد و آن كسانى كه قدرتِ حكومت بر آنها در اختيار اوست، ارتباط و اتّصال و پيوستگىِ جدايى ناپذيرى از هم دارند. اين، معناى اين قضيه است. اين، فلسفه سياسى اسلام را در مسأله حكومت براى ما معنا مىكند. هر حكومتى كه اين طور نباشد، اين ولايت نيست؛ يعنى حاكميتى كه اسلام پيشبينى كرده است، نيست.
در باب ولايت، دو قلمرو اساسى هست: يكى قلمرو نفس انسانى است كه انسان بتواند اراده الهى را بر نفس خودش ولايت بدهد و نفس خود را داخل ولايت اللَّه كند. اين، آن قدم اوّل و اساسى است و تا اين نشود، قدم دوم هم تحقّق پيدا نخواهد كرد.
مرحله دوم اين است كه محيط زندگى را در ولايت اللَّه داخل كند. يعنى جامعه، با ولايت الهى حركت كند. هيچ ولايتى - ولايت پول، ولايت قوم و قبيله، ولايت زور، ولايت سنّتها و آداب و عادات غلط - نتواند مانع از ولايتاللَّه شود و در مقابل ولايتاللَّه عرض اندام كند.
آن عاملى كه در اسلام ضامن اجراى احكام است، حكومت اسلامى و حاكميت احكام قرآن است، والّا اگر آحاد مردم، ايمان و عقيده و عمل شخصى داشته باشند، ليكن حاكميت - چه در مرحله قانونگذارى و چه در مرحله اجرا - در دست ديگران باشد، تحقّق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن ديگران بستگى دارد.
"امامت" يعنى پيشوائى جسم و دل؛ هردو. فقط حاكميت بر اجسام نيست، ادارهى زندگى دنيائى و روزمرهى متعارف مردم نيست؛ مديريت دلهاست، تكامل بخشيدن به روحها و جانهاست، بالا بردن فكرها و معنويتهاست.
"امامت"، يعنى همان اوج معناى مطلوب اداره جامعه در مقابل انواع و اقسام مديريّتهاى جامعه كه از ضعفها و شهوات و نخوت و فزونطلبىِ انسانى سرچشمه مىگيرد. اسلام شيوه و نسخه امامت را به بشريّت ارائه مىكند؛ يعنى اين كه يك انسان، هم دلش از فيض هدايت الهى سرشار و لبريز باشد، هم معارف دين را بشناسد و بفهمد - يعنى راه را درست تشخيص دهد - هم داراى قدرت عملكرد باشد .
"امام" يعنى حاكميت دين و دنيا در زندگى مردم. خوب، اين يك بُعد قضيه است كه اين بُعد اعتقادى است و شيعه با اين مشعل درخشان، با اين منطق روشن، در طول قرنهاى متمادى توانسته است حقانيت خود را براى همهى دلهایى كه جستجوگر بودند و با انصاف بودند، اثبات بكند.
یك بُعد ديگر ، اين است كه همهى ما بدانيم حكومت اسلامى و جامعهى اسلامى بايد شخصيت اميرالمؤمنين و جامعهاى را كه اميرالمؤمنين ميخواست درست كند، الگو قرار بدهد. الگوى ما اين است؛ به آن سمت بايد حركت كنيم.
ولايت امام (رضواناللَّهعليه) پرتویی از چشمهى فروزندهى خورشيدىِ غدير بود؛ لذا توانست اين همه آثار را بهوجود بياورد، ملت را بيدار كند، ايران را بازسازى معنوى و مادى بكند.
بزرگترين خطر براى نظام و حكومتى مثل نظام و حكومت ما كه با نام اسلام به وجود آمده، اين است كه ما فراموش كنيم الگوى حكومت ما، اميرالمؤمنين (علیه السلام) است؛ به الگوهاى رايج دنيا و تاريخ نگاه كنيم و خود را با آنها مقايسه كنيم؛ به روش حكومتهاى منحرفى كه در طول تاريخ روزبهروز به بشريّت ضربه زدند، نگاه كنيم كه اگر يك جنبه از زندگى انسان را رونقى بخشيدند، جنبه ديگرى را دچار ضايعات جبرانناشدنى كردند.
حاشیهها:
* عید ولایت بر همگان مبارک.
* متن بالا کاملا از بیانات رهبر انقلاب است.
* منایع: 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7
* از همگی التماس دعا داریم،یا علی
